چرا؟
منم اون موضوع رو گذاشتم همچنان پیش من بمونه شاید هنوز برای تو زود بود و یا شاید باید همچنان پیش من بمونه بهتره .میگن شانس در خونه همه رو میزنه ادم بدشانس اونیه که یا میترسه در رو باز کنه و یا خوابه و نمی شنوه که باز کنه شایدم اونقدر بی معرفته که به شانس فرصت نمی ده. کاش میدونستم چرا؟ضمنا هیچوقت نخواه دست فرمون منو تست کنی مطمئن باش بازنده ای و به گردمم نمی رسی 😎😁 .اون موضوع هم بمونه فعلا پیش من و زیاد فکر بهش نکن بعیده بتونی حدس بزنی چی هست. از حرکت اون روزت متاسفم ....
.....
اگه مشکل ه....ن بود نیازی نبود Last seen recently کنی چون میدونستی بهت گفتم دو هفته دور میشم و تکست نمی دم و دیگه نگران کنترل شدن هنگام تکست دادنمون نبودی. فکر نکن متوجه نبودم که اون توجیه تو بود و خیلی هم بنظر منطقی میاد ولی میدونم که این تغییر واسه اینه که من نبینمت. نبینمت که انلاین شدی وگرنه فلانی اگر حساس هست به انلاین شدنت و تکست دادنهات بطور کل حساس هست ....یه چیزی رو فراموش کردی و اون نکته بینیهای منه و من پازل ها رو ریز ریز میچینم و تصویر میسازم و معمولا اشتباه نمی کنم . احتیاج به این کارها نبود. من اگر گفتم تماس را قطع میکنم واقعا می کنم . احتیاجی به این کارها نبود . خودتو عذاب نده که بخوای من متوجه نشم کی انلاینی و کی نیستی .من خیلی وقته متوجه هستم یک ماه میشه که میبینم بال بال زدنتو و خوبم متوجه هستم .من به کسی که دوستش دارم دروغ نمی گم و حتی سعی نمی کنم چیزی رو نگم و فکر میکردم تو هم اینطوری.....شایدم دوست داشتم اینطور باشه...ولی تو هم میدونی و منم میدونم که نبودی . زمان بهت نشون خواهد داد که ساحل بدی برای آرامش امواج تو نبودم فقط مراقب صخره ها باش باش صخره ها همه مثل هم با موج ها رفتار میکنند از دور زیبا هستن ولی امواج وقتی بهشون میرسن اونها رو از هم میپاشن شاید فقط شکلشون کمی با هم فرق کنه. ولی اینو بدون داغونم کردی شدم مثل یه روح .....
بغض ترکیده
نمیدونم اگه زمان برگرده به دیشب دوباره همون جمله رو مینویسم یا نه. شاید آره و شایدم نه ،آخه اون جمله تو رو رنجوند و ناراحتت کرد.ولی اون جمله فقط یه جمله نبود ،ِ فریاد بود ، یه خواهش و یا شایدم بغض تو گلوم بود. بغض ندیدنت ، بغض نگرانی از دست دادنت، بغض سلام دادن و جواب نددنت،یا رفتن و خداحافظی اما آنلاین موندنهات. بغض تبدیل "منم دوستت دارم" به "مرسی" و "ممنون" گفتنت.بغض نگرانی از اینکه کسی که دوستش داری اونم دوستت داره و بغض نگرانی از اینکه نگاه یه غریبه قلبتو بلرزونه.و تو رو از دست بدم.
ولی انگار این فقط بغض من نبود که ترکید بلکه نیشتری شد به دلخوریهات از من و باعث شد غضب کنی مرا و راه نفسم رو ببندی.تصور میکردم اونقدر با ارزش بودم برات که علی رغم قضورم و با وجود اینکه مسدودم کردی ولی حس و حالی برای تو نمیمونه ولی انگار این فقط تصور من بوده.........
میدونم آزردمت , از خودم دلخورم و از تو خجل ولی این کنایهام بیشتر از تهمت زدن قصد جلب توجهت به من بود. شایدم تو کمی بیش از قبل حساس و زودرنج شدی. دلیلش هر چی که باشه من ازت معذرت میخوام. ولی اگه من حرف تو دلمو به تو نگم پس به کی بگم. ببخش منو